گنجی می گوید بالاترین هزینه را در میان اصلاح طلبان حجاریان پرداخته است و در مقایسه با سایر کشورهایی که سیر به دموکراسی را تجربه کرده اند ما اصلا هزینه ای نپرداخته ایم.
...
دوست دارم نظر دیگران نیز بدانم . به هر حال موضوع مهمی است و در صورت طرح صحیح صورت مساله برای ادامه مسیر همگام با روشنفکران و اصلاح طلبان به پاسخ صریح و روشنی نیاز داریم. پلسخ به این سوال که سیاستمداران اصلاح طلب تا چه در باره آرمان ها و شعارهاشان اصول گرا هستند؟
شخصیت حجاریان همیشه برای من جذاب بوده است. هم به دلیل همه حرفها و سخنان از سر مطالعه اش و هم به دلیل پای کار بودن و شانه از زیر بار برابری هزینه و مسوولیت خالی نکردن اش. اما جالبترین خصوصیت او برای من ، زیرکی اش در پر کردن خلا های عمیقی است که هر از چند گاه در چارچوب دیدگاههای استراتژیک اصلاح طلبان روی می دهد. این بار هم "سعید" یک آس تازه رو کرده است.
صحنه سیاست همیشه بر اساس کنش و واکنش میان تز و آنتی تز تعریف می شود و در این عرصه تقابل زیرکانه است که در منظر نگاه لایه های مختلف اجتماع، سره را از ناسره باز می شناساند.
معتقدم طرح گفتمان صلح طلبی حجاریان اگرچه در بدو امر ظاهری روشنفکرانه و به دور از جنبه های عمل گرا دارد اما در باطن زیرکانه ترین استراتژی برای همه کسانی است که به نوعی با سیاست های فعلی دولت مخالفند و حس می کنند در راهی که می رویم امید سلامت نیست.
یکی از دوستان از هاشمی نقل قول می کرد در جمعی نسبت به رویکرد به سمت جنگ هشدار داده و گفته است: " عده ای فکر می کنند ما ۲۷ سال اضافی زنده و از شهادت جا مانده ایم! " که اگر شایعه نیز باشد از معنا خالی نیست.
در این راستا تاکید حجاریان برای تکیه بر مفهوم صلح طلبی " چه باید کرد" زیرکانه ای است که علاوه بر قابلیت ایجاد انسجام در نیروهای داخلی مخالف جنگ ، میان ما و آنان که در خارج از ایران عزیز برای بلند نشدن آوای چکمه های سربازان تلاش می کنند ، پیوند و وحدت عمل ایجاد می کند و این دستاورد کمی نیست.
پیشنهاد حجاریان در این راه می تواند شروع مناسبی برای یک گفتمان همه جانبه باشد و حتی به عنوان یکی از محورهای مهم در کنار جبهه دموکراسی و حقوق بشر در پیشبرد آن نیز اهتمام شود. به قول "سعید" در برهه حاضر صلح بر همه چیز مقدم است حتی بر دموکراسی.
احمدی نژاد برای بوش نامه نوشته است. یک سیاستمدار رادیکال مذهبی برای یکی دیگر از جنس خودش.آن یکی مسیحی و این مسلمان. بعید می دانم که طرف مقابل وقتی توپی را برای گل کردن تا دم دروازه آورده حاضر باشد بازی را متوقف کند اما این هم دلیل دیگری است که اگر قرار است به کارها و حرفهامان در مجموعه اصلاح باوران سرو سامانی بدهیم وقت زیادی نداریم.
پس از آنکه کیهان و بقیه رو بچه های پر و پا قرص انقلابی این مطلب را پیراهن عثمان کردند و سر و صدا راه انداختند اما شرایط یک مقدار تفاوت کرد. بنابراین علی رغم نظر علی شفیعیان و منتقدان تحکیمی فکر می کنم مشارکت حداقل در لایه های میانی آنقدر متکثر هست که نتوان نظر الپر را به کل آن تعمیم داد . به عنوان یک عضو جبهه مشارکت علی رغم آنکه نسبت به افشاری و عطری و دلبری و امثالهم که جور دیگری سوای آنچه من ترجیح می دهم رفتار می کنند ، بسیار انتقاد دارم اما برای علی احترام قائلم و رفتار الپر را پسندیده نمی دانم حتی اگر به قول خودش از سر درد وطن نفروشی باشد!
به جز سعید شریعتی که در مطلبی کوتاه به الپر انتقاد کرده است ، جواد روح هم همراه با لینک نظرات مختلف، مطلب کوتاهی خطاب به الپر آورده که خواندنی است:
به الپر عزیز می گویم: «اعتبار و اعتماد همچون خرمن گندمی است که مورچگان دانه دانه جمع کرده باشند؛ حیف از آن است که خرمن را لحظه ای مقابل باد گذاشتن. چه رسد به توفان!»
علی افشاری هم از خودش دفاع کرده که کامل تر آن در "من نوشت" آمده است.
با خود فکر می کنم ای کاش در هزینه کردن و مدیریت میلیاردها میلیارد تومان پولی که هر ساله از خزانه مملکت برای انواع و اقسام نهادهای تبلیغاتی و مذهبی در کشور هزینه می شود - و کمتر اثر مثبتی از نتایج آن دیده می شود - نیز یک کمی مثل پرداختن به موضوعات مذهبی در این گونه فیلم ها ، سلیقه به خرج داده می شد. ای کاش ...
در ادامه اطلاعاتی در مورد کمال تبریزی و این فیلم به نقل از rooz online آورده شده است.