در حال وبگردی به مطلبی قدیمی از رضا علوی در سایت فردا (منتسب به احمد توکلی) برخوردم که بسیار جالب بود. البته نه از حیث نقد یادداشت ایشان بر کتاب "معجزه هزاره سوم " خانم رجبی(همسر آقای الهام) بلکه از بابت آوردن قسمتهایی متنوعی از این کتاب که من موفق به خواندنش نشده بودم. اگرچه سوژه مقداری کهنه است اما دلم نیامد دوباره درباره اش ننویسم.
الحق بزرگانی که صفت کوتوله سیاسی را به این جور آدم ها سیاه و سفید بین اطلاق می کنند پربیراه نمی گویند. آنهم شاید به این دلیل باشد که "همای" سعادت و ظفر در عرصه کسب قدرت چنان زود و به زور و ترفند بر شانه آنها نشسته که هوش و دقت را از آنها ربوده. درد بدی است خدا شفا عنایت کند.
گوشه هایی از متن کتاب را در ادامه مطلب بخوانید و قضاوت کنید. نکته جالب آنکه در این کتاب به همه شخصیت ها و وقایع چنان نگریسته شده است که انگار مصلحت ملت ایران در اراده خداوند به کشف مهمی چون محمود احمدی نژاد تعلق گرفته و هرچه تابحال بوده انحراف و بدی و مشابه آن بوده است. احمدی نژاد با وجود دوستان مدافعی مثل کاشف محترم "معجزه هزاره سوم" احتیاجی به دشمن ندارد چون در لابلای صفحات گرانمایه کتاب سرکار خانم رجبی به اندازه کافی دوستان احمدی نژاد هم مورد تهمت و سوءظن واقع شده اند چه برسد به امثال خاتمی و هاشمی و دیگران. حکایت دوستی خاله خرسه و ...
به هر حال فقدان مرحوم آیت الله سید مهدی یثربی برای کاشانی ها در آینده امری محسوس و تاثیر گذار است که احتمالا نتایج مستقیم آن می تواند در نوع جابجایی مدیران شهری و شکل گیری حوزه های جدیدی در صحنه رقابت سیاسی و اقتصادی جلوه گر شود. نزدیکترین این تبعات را می توان در انتخابات خبرگان رهبری و شورای شهر طی ماههای آینده به تماشا و بررسی نشست. خدا رحمتش کند.
در همین ارتباط مطلبی از محمد علی ابطحی درباره آیت الله یثربی در ادامه مطلب آوردم که می توانید مطالعه کنید.
ما عبث در سینه دریا نفس را سوختیم / گوهر مقصود در دامان ساحل بوده است.