فعلا دوره آزمایشی تا آخر دیماه و بعدش انشاءالله راه می افته. بعدن درباره این سایت و شیوه کارش بیشتر می نویسم.
تابستان سال ۶۷ و روزهای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ هنوز برای من خاطره ای زنده و به یاد ماندنی است. مسابقات دانش آموزی کشور در رامسر برگزار می شد و من به همراه دانش اموزان دیگر اوقات خوشی را می گذراندیم که ناگهان بلندگوی اردوگاه متن مشهور "جام زهر " نوشیدن امام را پخش کرد و اوضاع به هم ریخت. از ناتمام ماندن مسابقات و به هم ریختن روال عادی کار معلمان و دانش آموزان که بگذریم بحث های کشدرای بین همه منجمله من و چند تای دیگر از بچه ها به راه افتاد که مثلا چه کسی جنگ را برده و تکلیف "جنگ جنگ جنگ تا پیروزی " چه می شود و ... اما از همه برای خودم مهمتر این بود که اگر قرار است دیگر جنگ نکنیم پس چطوری باید حساب صدام را برسیم و حقش را کف دستش بگذاریم و این آغاز دغدغه ای بود که تا سالها جای کوچکی در گوشه ذهن من داشت. در عالم نوجوانی تصورم این بود که صدام قصر دررفته است و صلح کردن با او که دستش به خون بسیاری از ایرانی ها آغشته است یک اتفاق پارادوکسیکال است. به هر حال بچه بودم و این احساس فصل مشترکی بود که میلیونها نفر در ایران آن را به انحای متفاوت احساس می کردند... امروز اما با اعلام خبر به دار کشیده شدن صدام ، علی رغم نوعی خوشحالی احساس رضایت نمی کنم.
شاید بیان این احساس که اصولا صحنه مرگ هیچ انسانی خوشایند نیست در توضیح عدم رضایتم چندان دور از ذهن نباشد اما بیشتر از این دلگیرم که چرا عده ای در دنیا هرگاه دلشان بخواهد دیکتاتوری را سرپانگاه می دارند و هر وقت از چشم مبارکشان بیافتد کله پایش می کنند و امثال ما ملتهای جهان سومی باید به ساز آنها برقصیم و گاهی به گریه و زمانی به خنده وادار شویم.
از نوجوانی آرزوی مرگ این دیکتاتور را داشتم ولی اکنون جسد بر دار دیکتاتور معزول هیچ احساسی در من برنمی انگیزد جز اینکه یادآوری کنم ویروس دیکتاتوری با مرگ یک دیکتاتور نمی میرد و جوامع بسته منطقه نظیر عراق در بطن خود مستعد حضور صدام هایی هستند که در سایه شمشیر جلادان آمریکایی صدام حسین، دوباره ظهور خواهند کرد و امیدوارم ملت ما از شر آنها ایمن باشد.
فیلم کامل اعدام صدام و چند مورد جالب دیگر را در لینک زیر ببینید.
http://www.baztab.com/news/56566.php
نوشتن شرحی بر این مصاحبه و تحلیل شیوه نگاهی که سیاستگذاری بر اساس ان منافع ملی همه ایرانی ها را در معرض آسیب قرار داده لازم نمی دانم که مطلب اگرچه به قصد و نیت دیگری تنظیم شده اما گویا و رسا است. امیدوارم از مطالعه مصاحبه لذت ببرید و البته به این نکته هم توجه کنید که سیر پیموده شده توسط این قبیل متفکران سرآخر به کجا می انجامد. از ادعاهایی نظیر یهودی بودن آدولف هیتلر تا از بین بردن اسناد و مدارک اثبات نظر مدعی و احمدی نژاد توسط صهیونیست ها و ... . به نظر من که ته این تفکر و آسمان ریسمان به هم بافتن جز فاشیسم سر از هیچ کجا در نمی آورد.