سرنوشت احمدی نژاد در دستان هاشمی رفسنجانی
اولی که از طرف برخی نمایندگان مطرح می شود و دایر بر کوتاه شدن یکساله عمر دولت نهم و همزمانی انتخابات ریاست جمهوری با مجلس هشتم در انتهای سال جاری است و دومی که از طرف پورمحمدی وزیر کشور پیگیری می شود و نصف شدن عمر چهارساله شوراهای سوم برای تجمیع آن با انتخابات ریاست جمهوری آتی دو سال آینده را در بر دارد.
اگرچه به ظاهر انگیزه طراحان لایحه رد شده توسط شورای نگهبان و پیشنهاد دهندگان هر دو جایگزین فعلی کاهش بار مالی و اجرایی برگزاری انتخابات در کشور عنوان می گردد اما منافع خاص پشت پرده این پیشنهادات چندان پوشیده نیست.
بسیاری از نمایندگان و مدیران ارشد و میانی بخوبی تفاوت ماهوی مدیریت توده ای و سیاستهای پوپولیستی دولت نهم را با منافع ملی درک کرده اند و جایگزینی سریعتر وی می تواند علاوه بر کاهش تنش در سطح داخلی و بین المللی، حضور طیف اصلی محافظه کاران را در راس قدرت تضمین نماید. در حال حاضر عینی ترین جلوه تضاد بین این طیف و دولت احمدی نژاد در تغییر ساعت رسمی کشور ، مساله بنزین و تلاش برای حذف قالیباف از طرف دولت نهم قابل مشاهده است.
از طرف دیگر نیز دولتی ها با پیش کشیدن تجمیع انتخابات مجلس و خبرگان در کنار انتخاب همزمان رییس جمهور و اعضای شوراهای شهر و روستا تلاش می کنند تا هم از این راه تلخی ناکامی رایحه خوش خدمتی ها را در شورای سوم از یاد ببرند و هم توپ را با سانتری مناسب به زمین مجلسی ها ارسال کنند.
مسلما شورای نگهبان و شخص آقای جنتی اجازه کوتاه شدن عمر دولت احمدی نژاد را نخواهد داد و فکر نمی کنم مجلسی ها نیز به این راحتی تسلیم فشار دولت شوند بنابراین به قول قدیمی ها همانگونه که "گذر پوست به دباغ خانه می افتد" سرنوشت دولت نهم نیز روی میز مجمع تشخیص مصلحت نظام و به تبع آن هاشمی رفسنجانی قرار خواهد گرفت و این فرصتی است که حتی اگر به تغییر دولت نیز نیانجامد می تواند در تعدیل تندروی های بیش از اندازه آن در پرونده هسته ای و مدیریت اقتصادی کشور موثر باشد.
پی نوشت: البته لازمه این را هم بنویسم که شخصا با هر گونه تغییر در قانون فعلی انتخابات مخالفم و معتقدم وقتی فوت یا عزل یک رییس جمهور می تواند امری محتمل برای آینده باشد تجمیع انتخابات ریاست جمهوری با هر انتخابات دیگر امری بیهوده و قابل نقض است. اینگونه اقدامات میتواند با ایجاد رویه نامناسب ، فرصت های زیادی را برای سوء استفاده های آتی ارباب قدرت از ابزار قانون فراهم کند و در دراز مدت ارزش آرای عمومی را از حداقل موجود نیز پایین تر ببرد.

